قرآن آفریننده زبان خود است

گروه انديشه: نقايص زبان عرفی در متن قرآن ديده نمی‌شود و قرآن كريم با وجود بهره‌گيری از اين زبان، عمق خاصی به آن بخشينده به گونه‌ای كه بايد گفت زبان خاص خود را آفريده است.

به گزارش خبرگزاری قرآنی ايران (ايكنا)، از جمله كتب ارائه شده در حوزه علوم قرآنی و تفسير قرآن، در سال 84، كتاب «راز متن» اثر دكتر عبدالله نصری بود. اين كتاب حاوی سه بخش با عناوين «هرمنوتيك و متن»، «منطق فهم دين» و «ديدگاه‌ها و قرائت‌ها» است. بخش اول اين كتاب شامل 5 فصل است. فصل اول، مبانی «زبان شناختی فهم متن» نام دارد كه در آن كاركردهای زبان، نحوه دلالت لفظ بر معنا، ملاك معناداری الفاظ و گزاره‌ها، دال و مدلول، نظريه سوسور، بار ايدئولوژيك واژه‌ها، دريدا و عدم تعين معنا، نقش بافت در معنا، ديدگاه بتی، ديدگاه هرش، مولوی وقحطی معنا و ... به اختصار توضيح داده‌می‌شود.

 ذو ابعاد بودن زبان قرآن هر چند در قرآن از زبان عرب استفاده شده، اما به كاربردهای گوناگون آن نيز توجه شده است. اين متن يك بعدی نيست؛ يعنی اين‌گونه نيست كه سراسر آن استعاری يا نمادين، يا تمثيلی باشد. قرآن كريم هم دارای الفاظ حقيقی است و هم دارای الفاظ مجازی، و در آن از تمثيل، كنايه، رمز و استعاره برای انتقال معنا به مخاطب استفاده شده است.

«چيستی متن» فصل دوم اين بخش است كه در آن تعريف و قلمرو و متن و نظرات افلاطون، ريكور و دريدا، پيرامون ضعف‌های نوشتار، تفاوت گفتار و نوشتار و شالوده شكنی متن بيان شده است. در فصل سوم اين بخش كه «هرمنوتيك و شيوه‌های فهم» نام دارد تاريخچه و خواستگاه هرمنوتيك، نظر شلايرماخر پيرامون قواعد عام فهم، تمايز فهم و توصيف از نگاه ديلتای و ديدگاه هايدگر، گادامر، ريكور، هرش، بتی و هابرماس پيرامون فهم و تفسير بيان شده است.

«نظريه‌های سه گانه فهم» كه عبارتند از متن‌محوری، مولف‌محوری و مفسرمحوری موضوع فصل چهارم بخش اول كتاب است، عنوان فصل پنجم «پيش فرضهای فهم» است كه در آن نظرات نيچه، هايدگر، گادامر، بولتمان، پوير، ريكور و هاپرماس پيرامون «پيش فرض‌ها» تبين می‌شود.

بخش دوم كه «منطق فهم دين» نام دارد شامل سه فصل است. در فصل «زبان وحی» مباحث مثل قرآن به زبان قوم، زبان ويژه وحی، ديدگاه علامه طباطبايی، قرآن و زبان هنر مطرح می‌شود.

در اين فصل می‌خوانيم: زبان قرآن، زبان تركيبی است. از آنجا كه قرآن كريم دارای ابعاد گوناگون اعتقادی، اخلاقی، حقوقی، سياسی و ... است لذا در آن از زبانهای بسياری استفاده شده است.

به بيان ديگر هر چند در قرآن از زبان عرب استفاده شده، اما به كاربردهای گوناگون آن نيز توجه شده است. اين متن يك بعدی نيست؛ يعنی اين‌گونه نيست كه سراسر آن استعاری يا نمادين، يا تمثيلی باشد. قرآن كريم هم دارای الفاظ حقيقی است و هم دارای الفاظ مجازی، و در آن از تمثيل، كنايه، رمز و استعاره برای انتقال معنا به مخاطب استفاده شده است. اگر برای مثال گفته می‌شود كه در زبان قرآن از زبان علم استفاده شده به اين معناست كه بسياری از آيات آن جنبه ارجاعی دارد، البته بهره گيری از توانمندی‌های گوناگون زبان نشان‌گر آن نيست كه برخی از آيات قرآنی جنبه واقع‌گرايی ندارد و تخيلی و موهومی است. در عين حال بايد توجه داشته كه نقايص زبان عرفی در اين متن ديده نمی‌شودو قرآن كريم با وجود بهره‌گيری از اين زبان، عمق خاصی به آن بخشينده به گونه‌ای كه بايد گفت زبان خاص خود را آفريده است.

 ايزوتسو كلمات قرآن با ارتباط نزديك به يكديگر مورد استعمال قرار گرفته‌اند و معنی محسوس و ملموس خود را دقيقاً از مجموع دستگاه ارتباطی كه با هم دارند به دست می‌آورند.

يكی از نكات مهمي كه از بحث از زيان قرآن بايد به آن توجه داشت ارتباط الفاظ آن با يكديگر است. در واقع ارتباط منظم آيات قرآنی با يكديگر ايجاب می‌كند كه همه الفاظ آن هم با يكديگر در ارتباط منسجم باشند، چنانكه علامه طباطبايی می‌فرمايد: «بيان قرآن، كلامی است كه الفاظش در عين اينكه از يكديگر جدا هستند، به يكديگر متصل‌اند، به اين معنا كه هر يك بيانگر ديگری و به فرموده علی (ع) شاهد بر مراد ديگری است، پس نبايد به مدلول يك آيه به آنچه از به كار بردن قواعد ادبی می‌فهميم، اكتفا نموده بدون اينكه ساير آيات مناسب آن را مورد دقت و اجتهاد قرار دهيم.»

ايزوتسو نيز به همين نظام‌مندی زبان قرآن اشاره كرده و از ارتباط واژه‌های قرآنی با يكديگر چنين سخن می‌گويد: «كلمات قرآن همچون الله و اسلام و نبی و امام و كافر و نظاير اينها در قرآن، هر يك تنها و منغزل از كلمات ديگر به كار نرفته، بلكه با ارتباط نزديك به يكديگر مورد استعمال قرار گرفته‌اند و معنی محسوس و ملموس خود را دقيقاً از مجموع دستگاه ارتباطی كه با هم دارند به دست می‌آورند.»

در فصل «متن متين» ويژگی‌های متن قرآنی، وحی مكتوب، مراتب نزول متن، وحدت متن، رسالت متن، محكم و متشابه، ضروت متشابهات، ظاهر و باطن قرآن، معانی باطنی و علت ذوبطون بودن قرآن مطرح می‌شود.

«تفسير و تأويل قرآن» عنوان فصل سوم از بخش دوم است. امكان فهم قرآن، هدف و ضرورت تفسیر، پيش فرض‌های فهم قرآن و قواعد فهم قرآن از مباحث اين فصل است.

در بخش پايانی نيز نظرات برخی روشن‌فكران مسلمان در عرصه هرمنوتيك و تفسير مانند دكتر عبدالكريم سروش، حجت‌الاسلام والمسلمين مجتهد شبستری و دكتر نصر حامد ابوزيد مطرح و نقد می‌شود.

/ 0 نظر / 3 بازدید