قرآنی نورالهدی


+ سالروز شهادت دکتر مصطفی چمران

 سالروز شهادت عارف و مجاهد نستوه

اسوه تقوا و پايداری در برابر هواهای بيرونی و درونی

شهيد دکتر مصطفی چمران

گراميباد. 

چه فرخنده شبی بود شب قدر من. شب معراج من به آسمان ها.

از طغيان عشق شنيده بودم و قدرت معجزه آساي عشق را مي دانستم، اما چيزي که در آن شب مهم بود، اين بود که وجود من، روح شده بود و روح من آتشفشان کرده بود. مي خواست، همچون نور از زمين خاکي جدا شود و به کهکشان پرواز کند... آن گاه آتش عشق به کمک آمده بود و جسم خاکيم را سوزانده بود و از من فقط دود مانده بود و اين دود همراه با روح من به آسمان ها اوج مي گرفت...

شب قدر من، شبي که سلول هاي وجودم، در آتش عشق، تغيير ماهيت داده بود و من چيزي جز عشق گويا نبودم. دل من، کعبه عالم شده بود، مي سوخت، نور مي داد و وحي الهي بر آن نازل مي شد و مقدس ترين پرستش گاه خدا شده بود. امواج خروشان عشق از آن سرچشمه مي گرفت و به همه اطراف منتشر مي شد. از برخورد احساسات رقيق و لطيف با کوه هاي غم و صحراهاي تنهايي و آتش عشق، طوفان هاي سهمگين به وجود مي آمد که همه وجود مرا تا صحراي عدم به ديار نيستي مي کشانيد و مرا از زندان هستي آزاد مي کرد.

اي كاش مي توانستم همه خاطرات الهام بخش اين شب قدر را به ياد آورم. افسوس كه شيرازه فكر و طغيان احساس و آتشفشان روح من، آن قدر سريع و سوزان پيش مي رفت كه هيچ چيز قادر به ضبط آن نبود....

نوري بود كه در آن شب مقدس، بر قلبم تابيد، بر زبانم جاري شد و به صوررت اشك، بر رخسارم چكيد. من همه زندگي خود را به يك شب قدر نمي فروشم و به خاطر شب هاي قدر زنده ام. و تعالاي شب قدر عبادت من و كمال من و هدف حيات من است.

كتاب : خدا بود و دیگر هیچ نبود

نوشته: شهيد دكتر مصطفی چمران

نویسنده : هیئت موسس ; ساعت ۱:۱۸ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٥/٤/٥
تگ ها:
    پيام هاي ديگران()   لینک